تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - مطالب صابر خطیری
 
چهارشنبه 21 آبان 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
آن روز گم بشود
تو باشی و کوچه ای که منتهاش نرسد
و ناگهان،
مسافری که چانه ای بالا زده،
آلزایمر را هم آبستن شده،
انگشت به خط استوا بکشد!

... دربست؟
ببخشید کجا؟
و تا هنوز دنبال نشانی اش
سوار اتل ات می کنی - بی هیچ نشان و بی هیچ...
وای به روزی که - خدا هم گم بشود

صابر خطیری




نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شب را به انتهای روز ببند
محکم 
آهسته
ببند
ک مبادا افسارش پاره
یقه اش چاک -
و لگد به خورشید بزند.
گم شوی پشت موشک بازی ُ


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دیروز را بغل گرفته باشی
و امروز را صله ی رحم به جا آوری
دیوارش را بالا بروی - برسی به پشت ِ فردایی که نُت اش
ـ با عقربه های ساعت طی می کند
فارغ از فراقش باشی و زمان را بشکافی
لحظه از شکستگیش بیرون بریزد


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 آبان 1392 :: توسط: صابر خطیری ::
گوش می چرد بین لانه و 
ساقه های نو همچنان مست می روند
تیشه می شوی برای ِ شان
ریشه ها می بــُری تو از میان
در میانه ی مسیر - پیچ می خوری به پای ِ شان
تشنه می دوانی اش - این صدای بسته و 


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 آذر 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
یکی بـود یـکی نـبـود، حـتمی مـالِ قــصه بـود
کی می گه دل مال ماست، کی می گه شکسته بود
غُـصه هـا قـِـصه شـدن، تو دلای سـرد و خیـس
کـتابــا بـستــه شــدن، بــیا از ســـر بنویــس

صابر خطیری






نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


لبخند کلید حل مسائل و مصیبت های زندگی است. با هر لبخند تمام هستی با ما همسو شده و همچون مُـویرگی، شریان های زندگی را به منبع شادی ها مرتبط  می سازد. با هر لبخند ما به خدا شبیه تر می شویم.  با هر لبخند افکارمان به درستی پیش می روند و آرامش را مهمان دل هامان می کنند. با هر لبخند زمستان ِ تاریک به بهاری سبز و پر شکوفه بدل می گردد. با هر لبخندتولدی دگرباره برای زیستن و حیات در عمق لحظه حال روی می دهد. با هر لبخند زخمی التیام می یابد.






نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 خرداد 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
به شهر دلم پا گذاشتی
خیابانش را ورق زدی،
به کوچه اش که رسیدی،
هاشور زدی سطر دلم را
و باز ،
ورق زدی
این کتاب بی کاغذ را

صابر خطیری




نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم، بزرگ و زیبا شده بود. به او گفتم:کبریت هایت کو؟ می خواهم تمام این سرزمین را به آتش بکشم....خنده ی تلخی کرد و گفت: 


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 فروردین 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
نگاهت... 
مرا
دلم را
لحظه ام را
با تمام تمامیتش
می شکند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 12 فروردین 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
تو و لبخند ِ زیبایت
تو و آن روی ِ خندانت
تو مثل قالی کرمان
که خوردی پا
شدی بهتر


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 11 فروردین 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
هر کجا هستی...
زندگی
شور و نشاط
سبزی و شادی و آرامش آن
مال تو باد
هر کجا هستی...


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 فروردین 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
شهر  پـُـر پیچ و داد
غـول آهـــنی در جریان
جماعت لولیده در هم
خــسته در راهــروی مکـــافات
سرگـــردان...
در انتظار خوشبختی ناملموس!


ادامه مطلب


نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوشتن از آن روز آغاز شد 
که نایی برای نعره زدن نبود 
و حرفهامان به گوش دنیا نمی رسید.      
                                                         
حنیف خراسانی نژاد
----------------------------

قلم از نگاشتن دردهامان وامانده
فریادهایت را در من نعره بزن
که سکوت ِ کلامت
دلم را ریش ریش می کند،
ای سکوت نگاشته بر کاغذ.
                                                       
صابر خطیری
1390/11/20




نوع مطلب : حنیف خراسانی نژاد، صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :