نشسته ام به هوای قیام شیرین ها 
که از دلـم بـزدایند داغ نـفـرین ها 

به جرم هجرت یوسف زخاکِ کنعانی 
بَرم به بندگی خویش ابن یـامین ها 

زمین چو پـُر شـود از زاهدانِ رِیب و ریا 
کِشم به صومعه زندیق ها و بی دین ها 


ادامه مطلب


نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دستهایم را ببین بوی باران می دهند
بـوی زیــره بـوی کـرمـان می دهند

با نمک بوس و لب و لبخندتو
عطر ناب شوره زاران می دهند

گلی دیلم کتولی




نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شمع امشب لاله را با من تلاوت می کند
شام ِ بی روح مـرا پُـر از حلاوت می کند

تا سحر می سوزد و صبح از نسیم خوش خبر
آرزوهــای مـرا بــی مــن قـضـاوت می کند

قطره ای شبنم به روی لاله رقصان می شود
لاله ای پـژمـرده را خیس ِ طـراوت می کند


ادامه مطلب


نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بیا کبـوتر ِ صحــرایی ام کس ایـنجا نیست
اگر چه آسمان همه جایش برای توابی ست

ببـنـد بال و پرت را بمان و جـلدم شو
ببین که بام دل من چقدر مهتابی ست

نـبودنت غم و هجران روی تــو ماتم
تمام ثانیه ها ضربه های بی تابی ست


ادامه مطلب


نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دل جوان روح جوان خانه ی آباد دلت 
مثل یــک شـاپـرک سـاده و آزاد دلت

پـُـر آواز قـنـاری کــه شــود شـاد دلت 
مثل یک بلبل خوش نغمه ى دلشاد دلت

گلی دیلم کتولی




نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دلم از شنبه و یکشنبه شده سرد نمی دانم که
بین یکشنبه و سه شنبه پر از درد نمی دانم که

روز چهارشنبه خداییش نمی دانم که
عصر پنج شنبه سر ِ قبر نمی دانم که

جمعـه ها روز غـم و درد نمی دانم که 
از کجا هفته شده پرت نـمـی دانم که

گلی دیلم کتولی




نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از دست تو و زمانه دادا دادا
خاموش میان سینه ام فریادا

دیوانه اگر شوم ندانی چه کنم
رسوا بشوم هـر آنچـه بادا بادا

حلاج صفت به کوچه ها سرگردان
فــریــاد خـدا خدا دلم سـر دادا


ادامه مطلب


نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکی لبخند میزد آسمان روی لبش خشکید
شنیدم تک ستاره در میان دامنش خشکید

دوبــاره صبـــح شـد مــن از صدای پـای او بـیـدار
و دیدم صد شکوفه روی موهای سرش خشکید

صدایش کردم او نشنید از بس گرم کارش بود
نـهـال زنـدگــی در لابــلای بـاورش خـــشـکیـد



ادامه مطلب


نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :