پنجشنبه 12 تیر 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
آیا فکر می‌کنید قصه‌ای که قصد روایتش را دارم تماماً واقعیّت دارد؟ اگر چنین است اشتباه می‌کنید!
آیا فکر می‌کنید همه‌اش دروغ است؟ اگر اینطور است باز هم اشتباه می‌کنید!
راستش معتقدم که هیچ واقعیّت صددرصدی وجود ندارد و این تنها واقعیّتِ محض است! پس... پس اگر هیچ واقعیّتی نیست - الان به فکرم رسید - چرا باید برای شما از تخیّلاتم داستانی سرِ هم کنم؟! فقط به این خاطر که من فانتزی‌های خودم را می‌نویسم تا اینگونه اثری به جا بگذارم که بتوانم ترس از مرگ و فراموش شدنم را ارضاء کنم؟! شما که خودتان تخیّل دارید و حتماً هر روز و هر ساعت برای خود قصّه می بافید.
اصلاً ولش کن! گیرم که نام و یادی از من نماند، خب نماند. مگر قرار است از تمام این شش-هفت میلیارد آدمِ روی زمین اسمی بماند؟!
اصلاً چیزی تعریف نمی‌کنم. بی‌خیال!

اشكان حسین‌زاده





نوع مطلب : اشکان حسین زاده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :