شنبه 29 فروردین 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
حدس می‌زنم
شعر دیگر در من نفس نمی‌کشد
توی چشم‌های تو فرار را حس کردم
هنوز کفش‌هایت را نپوشیدی؟
و توی استخوان مچ‌هام سکندری رسوب کرده
چانه‌ام را مچاله کرده‌ای
امّا چشم‌هایم را خشک می‌کنم که سرما نخورند


ادامه مطلب


نوع مطلب : فاطمه امینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چیزی نمی‌خواهم بگویم 
اتفاقی اصلاً چشمک نزده
اشک تنها دامنش را می‌گرداند
نه می‌آیی!! نه می‌روی!!
کوچه‌های فکرم لق‌لق می‌خورند
ولی نه فریادی می‌گفت زلزله
چرا من تشنج نمی‌گیرم
آه ای اتفاق نیفتاده
پس کی قدت بلند می‌شود؟
هر روز مورچه‌ای را نمی‌کشم


ادامه مطلب


نوع مطلب : فاطمه امینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :