کوچک‌تر از آنم بگویم مالِ من باشی
پـرواز را از تـو بگـیـرم، بالِ من باشی

من حولِ تو می‌چرخم و شاید که یک روزی
پیـشانی‌ام مال ِ  تـو و اقــبـال ِ  مـن باشی

پـاییــز هم آبستـن اردی‌بهشـتـم بــود
فرقی ندارد در کجای سال ِ من باشی 

ای چشم ِ تو آماده‌باشِ بی‌پناهـی‌ها!
دیروز نه، فردا نه، باید حال ِ من باشی 

کـم¬رو تـر از آنـم کـه حـتـی فـکر مـی¬کـردی
حالا جسارت! می¬شود که مال ِ من باشی؟

راحمه شهریاری





نوع مطلب : راحمه شهریاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :