سه شنبه 25 فروردین 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
بهم نزدیک نشو
بهم دست نزن
من باید صد متر آنورتر برم
به زن نگاه کنم
بعد کلاه زن را بردارم
بعد به آنکه آمده بگویم
خب؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از روزهای جوّانی م :
به اندازه ی هزار فیل خسته ام
به اندازه ی هزار فیلم ِ کمیک
که خنده در کالبد فیل می رعشد
و مرا در میانه ی من، تو می کند سراسر
سر به سرم نگذار کلمه ی مفلوک
که بالای سرم نشسته ای


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آن صبح ها که از خواب بیدار نمی شدی یادت هست؟
یادت نیست
تو روزهاست که مرده ای
یادت نیست را یادم هست
،
پشت ِ شیشه ایستاده بودی/ لبخند می زدی/ نفس حبس کرده بودی/ که
نورسنجی کنم/ که دوراندیشی کنم/ که ثبت ات کنم/ که ثابت شود ثبت با سند
برابر است/ نشد/ نشاط ِ عکس خاطره را سوزاند
یادت هست؟
یادت نیست را یادم هست


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تمام قلیان‌های شهر را در چشمانت جا داده بودی. جای ماه، ماهی دودی نشست. قطار از سمت تو کِش می‌آمد. سوت از کله‌ی من می‌کشید. هوا را که قورت می‌دادی، قورباغه‌ها حسادت می‌کردند. قور قور، قار قار، کلاغی چشم‌های مرا برد.
روی فرش چه بازی‌ها، وَ روی کم حرفی‌ات صدا بگذار، سوت قطار، ایستگاه آخر بمان. من در تبسم‌ات چیزی یافتم. چیز یعنی دنیا. چیز یعنی هر آنچه نمی‌شود گفت. سر را پایین انداخت. بندهای کفش زندان هارون‌الرّشید. پای تاول‌زده روی فرش که چه بازی‌ها. و َ دردسر از سردردهای پی در پی پیدا بود. لیوان آب استثنا شد. ما در نیمه‌ی خالی غرق شدیم. کشتی بی‌تفاوت لنگر انداخت. کنگر خورده بود وََ روی کم‌رویی‌اش چتر باز بسته بود. ایستگاه آخر بمان. شاید روی فرش چه بازی‌ها.


رهام گیلاسیان




نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


که خاب ستاره بزند از بس چشم بر نداشتیم
بر نداشته هایمان جیب ها را غلو کند
گلو به گلوله اش عادت کند
له اش کند اگر 
اگر رسیده ها از ترسیده ها تر شده باشند
نوک بزنم به سینه ی شب


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 28 شهریور 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
دل می زدیم
به چراغ های شرق
به زاده های شهر که توی چشم ِ جاده ها
گــــُر می گرفت و گم می شدم از ابر که نمی چکید
از عمد نمی چکید
چون که نبود که فوت کند توی چشم ِ آتشم


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وفاوت ندارد وقتی کلاغ ها از ابتدای تو به طور سیاه می شوند
وقتی که رخت می گشاید از کشاله تا
وقتی سرود، درد دوباره ای ست
رودی که سرو جا به جا می کند و َ
تو تا انهدام ِ دوباره ترانه ای
تفاوت ندارد درخت که هر چه نزدیک ترست به من
کم رنگ می شود
مثل همین چای ِ روی میز



ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در این سبد سیب نیست
مصیبت است
در ِ این باغ لولاست
تو می کشی باز می شود
من می کشم بسته می شود
لای این سیب ها


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کاهش ِ ای کـاش ها
  فزونی ِ  نِـی و گلـّه
               ابر های برف زا
                         هیچکدام
 کشف ِ تو را بر طرف نمی کند

رهام گیلاسیان
1393/5/23
3:37 بامداد




نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ما با خانه هایمان بین کوچه ها فاصله انداخته ایم
محل آرامش ما
محل نزاع ِ عاطفه و خشم ِ کوچه هاست
.
.
چه ها بر کوچه رفته ست
که هنوز ابتدای نامش نشان ِ جای تو را می خاهد؟

رهام گیلاسیان
1393/5/23
3:47 بامداد




نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از جایی که از جا به جایی ات به بیجایی ام رسیده ست
به هیچ وجه به هیچ یال ِ این قاعده
وبال ِ  بال های بالا پریدن ات نیست
اگر بود
بشین بچین
ژاپن ِ بن بست را از چشم های باز
از جغرافیای متن ِ ارادت


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گاوی ایستاده بود روی شاخ‌هایش کنار ِ ما. کسی رد شد؛ خطّی، کنایه‌ای، عمود بود بر افق ِ نگاه. تنها کسی که ماند ما بودیم؛ کنار ِ هم، لابه‌لای هم، خورشید در افق خیره شد. ما به راهمان ادامه دادیم.

رهام گیلاسیان




نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :