سنجاقک‌ها 
صبح‌ها که می‌خندند 
از افتادن در نور ِ خیس ِ اطراف 
تعجب کرده‌اند 
بال‌های سنگینشان را می گذارند در آفتاب ِ منعکس در برکه 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی که می‌شود از حس ِ کوه مُرد 
یا از نوشتن ِ هر چیز ِ دیگری
احساس ِ ابر بودن داشت 
یا از فراز ِ ابری که حس می‌شود 
کلاغی را وِل کرد 
در ابتلا به قعر ِ نخوابیدن 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نه مه 
نه ناحیه 
تنها میانِ پنجره‌هایی نشسته گنجشکی 
جهت عوض می کند 
  یه سمتِ نگاهی که اشتهای خیابان را در خود دارد 
پَـر می‌کَند با نُـکش 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چه دیوار ها 
این همه در هم 
خلاصه ی اسمی که چشم های من شاید داشته باشد 
من خسته روی درازی‌ی تقویم دِق کنم
من 
خسته‌تر


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از عضله به هیچ
آنچه خنده و
آنچه در میان ِ دوستان بریزی
فرصت ِ دوست داشتن
بیشتر به درد ِ کامل ترین حالت ِ انسان بخورد
در این میان من هم باشم


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


قبلاها که چاپ نشده بودم 
و مثل ِ مزرعه‌های گسترده بر سطح ِ قاب ِ عکس 
راه می‌رفتم 
دنیا هنوز کوچک بود 
آنقدر سخت می‌گذشت 
که هر چیز از بدن 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ببین ، ببین ، ببین که پنجره دورم / دورم / دورم کرد از تو ، که بیدار شو / که پنجره باز است /  که پنجره دورم کرد از تو  /  که تو  /  که تو  /  که تو  صبوری ی من بودی وُ  صبوری ی من تویی
تَنَت اگر شوم  ، به خاطر ِ باران یا غم یا دل خوشحالم ( به اندازه ای که فرصتِ من بود ) برای کمی در دست ، بعداً بهانه ای شوم که گریه کنم کم کم وُ  /  که دوری ی من تویی
**********
ستاره ای فَشَل ، شباهتِ باران را با قانون بر هم زد ، نمایش تر از فضای خیالات ، به شکل ِ پُلی از ابر دیوانه شد ، نه در تَـنَت ستاره فروتن شد ، نه کناره ی چشمکش


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در ردِّ پای حس 
آن چه از وخامتِ اوضاع 
دل‌ها میانِ تاریکی 
بریزد در سیطره‌اش 
آنچه از میان ِ حرف 
آنچه از میان ِ حسرت 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


می نشینم کنار ِ خواب و 
هی مه است 
که منظره را فراموش می کند و 
شناسنامه را 
فشار می دهد روی علف های خیس 
بیشتر ِ گم شده گی در حواس ِ حروف اتفاق می افتد 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مادرم گفت 
حبیب شاعر نشو
بد بخت می شوی 
ولی هر روز در بشقابم 
کلمه هایی می ریخت 
که برای درکشان 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در این که ابر ها
وقتی به من می رسند 
در گوش هم حرف هایی می زنند شکی نیست 
بعد لبخندشان خشک می شود 
و اراده ی بر گشتن به دریا را از دست می دهند 
اما در این که در گوش هم حرف هایی می زنند 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ما قول داده بودیم 
وقتی برای پرنده قفس آوردند
بالـهایـمـان را بـه او بدهیم
برای پرنده قفس آوردند
اما
ما یادمان آمد


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تاریکی بیش از آن که پیش بیاید 
از پشت ِ کوچه بپیچد 
در خودش فرو برود 
به اتاق ِ من سر می زند 
می نشیند کنارم و 
از لامپ یک علامت ِ بی دقت می سازد 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    ...   3   4   5   6   7   8   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :