به دست گیره ی پنجره دست بزنی! 
از لای پنجره 
مکث ِ واکنش 
از مچ تا انگشت را 
تهدید به اشاره کند و چشمک 


حسن خواجه [پیچک]
93/6/23




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


همین آسمان که چند تکه ابر وسط اش حیران مانده 
هر وقت داسمان یا خاکستری که علامتی از گوگرد دارد به تنِ درخت مـٌرد
وقتی برای گریه می گذارد 
فرقی نمی کند که تابستان باشد که از خشکی لب ها به هم دوخته اند

حسن خواجه [پیچک]
1393/6/22





نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مرتبه های ضربه ی تبر 
از بالا به سمتِ تن کشیده - 
به تن نشسته پری 
به طعم متنِ شمایِ وطنی 
و ریزشِ 
کلمه
حرف 
قلمه 
از تیغه به عمق 
        و  زمین - مُصرِّ ورودِ پر به مرکز عاطفه 

حسن خواجه [پیچک]
1393/6/23




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تو همان سمت ِ مروارید بمان 
من از راستـه ی کاخ تا دو کوچه ی درختی را قدم می زنم 
چنار هم دیگر با کلاغ ها شبیه کاج رفتار می کند 
آب و هوای جدید حال ِ جوجه ی پایتخت را به هم می زند 
بعد: از صبح تلاش می کنیم 
که چشم ِ تو گرد باشد
تا من و جوجه توی آن پرباز بچرخیم

حسن خواجه [پیچک]
1393/5/18




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


همه ی من وجود توست! 
از بیشتر دقیقه ها که بپرسی این را می دانند 
اگر تو بیداری من شوی 
من خواب ِ دقیق ماهی را ظرف ِ سه ثانیه توی لیوان حل می کنم 
تا به وسوسه ها دوا گلی بخورانم 
اما همیشه وقت کم داریم 
وقتی به هم می رسیم

حسن خواجه [پیچک] 
1393/5/16




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هر لحظه، در وقت کار صرف شود 
میل به دارایی و گیر ِ شهرداری بزرگ است 
هر جایی از خیابان، نقشه ی عراق، شبیه غزه دیده می شود 
اصلن، اگر خدا به چاله ها یک تکه ابر می داد 
انتقال ضربه از مغز امکان نمی گرفت 
که مردُم ِ کنار نشسته انگشت از دهان بیاندازد 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی رسیدیم
دریاچه هنوز می سوخت 
باد در بر خورد با حبیب 
از خون ِ حبیب به آب جریان اضافه می کرد 
تا سطح ،جزر را بالا بیاورد 
و در عمق بیشتری 
به هم دقیق شویم 
که من برگردم و سمت ِ 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


من انتهای کوچه نشستم 
قالی ِ همسایه پُر از گلابی شده روی دیوار 
انتظار سیب بود !
ولی این درخت تا فصل بعد محدود است به باکره بودن 
ریشه اش بی آب معطر تر است 
گلاب می دهد سرسبزی ِ گونه اش 
رسیده می رسد روی فلق 
پرده پرده تصویر خالی می شود در هر پلک 

حسن خواجه [پیچک]
1393/5/6 




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چه ساعتِ شلوغی! 
آدم ترجیحن پرواز را قبول ندارد 
اگر به سابقه اش برگردیم - مو بر بدن پَر می شود 
و بالِش های موازی ، از بر نگشتن اش به خانه ،خنده شان می گیرد 
دقــیقه شمار 
هر روز چند بار 
از ما رد می شود 



ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هر جا نیستی جابجا می شوم 
دستم را تکان می دهم 
سرم را هم که می افتد از تنه ام پائین 
چشم ها آنقدر دنبال تو می دود , تا از کاسه بیرون بی افتد 
جایی همان اطرافِ خودت ، توی مشت مشتری های بانک 
یا فروشنده ی بوتیکِ روبرو آن را بردارد و پشت ویترینِ قاب فلزیِ خودش بچسباند 
تا من از چهره ات بی وقفه بِمی لانم 

حسن خواجه [پیچک]
1393/5/5




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به این کوتاهی دست من از تو ، تو بالایی 
نشستی ،خط خطی می کنی تخیل مرد را 
فکر می کنم به خاطر اینکه من معلق ام را کامل نکردم 
آسمان را وارونه کشیدی توی ضمیر

حسن خواجه [پیچک]
1393/5/5




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


این متن آژیر است 
کودک برای خروج ، ازخونِ سر به هوا 
قلبی لرزیدن را به پنجره و لب 
نگاه از بالا 
این ها فلس های زمین اند برداشته می شوند از تن 
که سینه می سوزد و لخت 
رد پنجه اما صورت مادر را سرخ 
این متن کابوس است که سر از جسد نمی ترسد 
که سیاه شد از بوسِ بد، جنسِ تلموت


حسن خواجه [پیچک]
1393/5/4




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ســِر مخفی قاتل ناپیدا 
یک مدل از دوست داشتن است 
و هر نوع آشنایی که عمیق است قبل از باز شدن رازی بوده که بیشتر بخاطر توست 
تو اطرافِ خوابیده ات را بی دلیل بیدار نکردی!
من هم که مدتی هست، از من بی خبراند 
چرا؟ همیشه دو روز و نصفی هستی، که نصفه ی آن هم فقط صداست 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :