تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - مطالب حسن خواجه [پیچک]
 
گفتن كه سیب قسمت ما بود، خوردنت 
انسان ، زبان ِ نسل به تـن ها سپـردنت

سوراخ كنده شد به گسل هات رد شویم 
از زیر ضرب و شتم و شكایات مـردنـت

در انقلاب خواهش خارا شكاف تو 
آزاده شد صدای خفیفم به بـردنت


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گل ها به رنگ خردل زردست بر لباس 
آنها تـوان مـرگ تـو باشند بی اساس

گلدان شكاف خوب و شكیلی شكستنی ست 
حتی كه گل گـرفتـه شـود او بـه رنگ یاس

با اینكه مختلف به لـباسش اثـر كشید
اما نشد به سمت گلی سرخ و ناشناس


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی شرار آتـش ایـن خانـه پا گرفت 
شب بود! خلصه های مخفف مرا گرفت

درهـای بسته بسته نبـودنـد سـاعـتی 
ما را دوباره در من و تو رقص ما گرفت

پهنای انحنای دو ابرو به روی چشم 
وضعیتش شمـایل بـی در بلا گرفت


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بوق می خورد بوق 
خطی مدام بوق می خورد – در انحنای دودی ِ سیگار ِ بی اثر 
یک باجه در سَرم 
شکلِ سبز فصل را 
پشتِ شیشه- در خود حل می کند 
یک نفر را حبس می کنم رها شوم در او 
ساعت هاست قدم می زنم 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از اینکه بودی 
از این که نه
خیالات بَرَم می دارد 
صدایت را بَردار
داری گوشم را بداهه می نوازی

حسن خواجه [پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سرم چیزهایی دارد 
که در خود نگه دارم 
پراکندن مرگ 
تصوری از بدن های زیادی منتشر می کند
همان نور آبی مُرده
که زورش می آید از دهنم

حسن خواجه [پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


من دلم دریا می خواهد 
با پری های داخلش
من دلم می خواهد بمیرم

حسن خواجه [پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سحر 
چگونه باور کنی 
هنگام 
هنوز که نور 
نیامده در شبگیر

حسن خواجه [پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برای آسمان ِ ابری 
می خوانـَـد کسی
یادم نیست 
پرنده می خوانـَـد برای که
همراه ِ صدایی
تا پرنده 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


منتظر بود در من، نکته 
خیلی دور، حرفْ ایستاده در گلو 
منتظر بودی از حرف 
بی طاقت کوه یا نهر
تمام لحظه از پنهان ِ من انتظار می رفت 
با اینکه از گلو 
چینش ِ کلمات ِ قهر 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دور سرت
پروانه
سگ ها به دُورَت
گشتند
پاییزی نبود و 
زیر ِ پایت 
برگْ
از سبز ِ دنیا فرش تر می شد

حسن خواجه [پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شور تو در من است 
یا اینکه دردی از چشم تو
با درد دلم ، بلوایی
پاهایم را به زانو نشاندی 
زیبای نشسته هنوز 
به پای خاک ترک خورده ام

حسن خواجه [پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک نقاشی شعر نیست 
در حالی که می تواند باشد 
نقاشی خلق است 
خلق می تواند مخلوق را انگشت به دهان نگه دارد 
به همان ترتیب که ناشکیب است و تغییر شکل می دهد 
یا به بازی می گیرد هر چیزی، دم دستی باشد
پس یک اثر که در تو تاثیر نگذارد، اثر نیست 


ادامه مطلب


نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :