طهران بی‌رحمانه می‌تواند مرا عاشق تو کند
در بوی تن مردی
دریای شمال برود گاهی محله‌ای از طهران را بچرخد
درست جلوی آن پنجره‌ی رو به حیاط‌
کنار دست سایه
ساحلش را بساط بچیند
تا هر عصر


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بهار؛ جایی از تو شروع شد
هیچ کس هم نفهمید
سال فقط در لب‌های تو تحویل می‌شود
هنوز زمستان از موهایم می‌گذرد
مثل خِش خِش یک خط درمیان رفتگر
که سال‌هاست قرار دارد مجابم کند درز پنجره را ببندم
هنوز هم می‌شود باد را برداری و از درز باز
از درز باز


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 فروردین 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
حماقت
یا انقلابی ست که راه نیفتاده 
یا انقلابی ست که راه افتاده 
در مشت های بسته نشده
یا وقتی که قرار نیست خرگوشی از کلاه خارج شود
باغچه ی مینی ست که ضد هزاران نفر است
لشگری که در موهایت می دود


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اینکه بگویم:
    "آبشار از موهایت آویخته"
             اتفاق عجیبی نیست
حادثه پایین دست رودخانه رخ می دهد؛
مردم جلگه ها
طعم تو را درو می کنند
و برای سربازان ِ میدان های جنگ


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دریا
بالاتر از دامن تو می‌آید
وقت تنگ است
پیش از به‌کار افتادن سایت‌های هوایی
خودت را برقصان
جنگنده‌هایی در سرم دست به مانور زده‌اند


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 فروردین 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
همینم
چهار حرف ِ شاید ساده
حتا کوتاه‌تر از مارک سیگارت
و فندک ته کیف‌ات
که انتظار ندارد سوژه لنزی بشوی
و این اصلن مرتبط نیست 
به ذهن‌هایی‌که گیر چند خط بالاست


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اتفاق یعنی
چشم‌های بی اعتبار من
اتفاق یعنی
زود تمام شدن‌و
نام‌های مستعار برگردند
بدون تو
وقت آرایشگاه بگذرد
تو بگذری
من بمانم و این همه نوشته‌های نشده شده
اتفاق یعنی
با این همه بی اعتباری هایی که داری
دوستت دارم

محمد گنابادی




نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بهار؛ جایی از تو شروع شد
هیچ کس هم نفهمید
سال فقـط در لب‌های تو تحویل می‌شود
هنوز زمستان از موهایم می‌گذرد
مثل خش خش یک خط درمیان رفتگر
که سال‌هاست قرار دارد مجابم کند درز پنجره را ببندم
هنوز هم می‌شود باد را برداری و از درز باز
از درز باز
از ...
اصلن بیا رفتگر را از این قسمت حذف کنیم


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خوابم خواهد برد
در جمجمه های جنگ جهانی دوم
یا چمن های پشت دیوار برلین
وقتی که قرار است تعبیر بشوند
هزارهای بعدی
در جغرافیای اتاقی دوازده متری
وقتی که راین 
از نرده های تخت کنار پنجره سر ریز می‌شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اگر آن شب که قرص ها را روی پل به آب بخشیدم می‌دانستم از آمدنت خبری نیست؛
تمام رودخانه را یک جا سر می‌کشیدم تا خشک‌سالی به شهر بزند.
آن‌قدر دلتنگت شدم 
که به قلب مادرم حمله شد
کج شد لب تخت
لب باران
لب فنجان
لب‌های آینه در من


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 آبان 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
خط شلوغ بود
آن‌طرف ِ دریاچه خشک شده
روی همه صندلی ها
وقتی تصور چرخ دنده ها
انقلاب های کارگری دنیاست
خط شلوغ بود
پسری ایستاده
در پایه های دیوار


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


روزی رسیده بود
روزی رسیده است
روزی خواهد رسید
که بگوید:
خانم ببخشید؛
این خیابانی که در عینک شما خودش را پهن کرده


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تنها ترین فشنگ‌اش
سال‌ها
اول صبح
بی‌قواره‌ترین تفنگ‌اش را
مسلح می‌کند
در کنج عادت شده یک رستوران...


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :