تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - مطالب سعید حامد
 
نـاز بــا چشـمـان تـو انـگار پیمـان بسته است
که به هر جا می روی هر شب خیابان بسته است

خالـق ابـروت را از هـر کسـی پـرسیـده ام 
بازوانش را به سمت شهر زنجان بسته است 

مشت های کـوچکم در حـجـم گیـسوهای تو
یک به یک انگشت را تا حد امکان بسته است


ادامه مطلب


نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


این سینه پر از حسرت و درد است، بفهمید
صد غصه پس ِ خنده ی مرد است، بفهمید

مردی که منم عزم سفر کرده به شـیراز
روزی برود، نقشه کشیده ست، بفهمید

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دلواپس چشمان و دو ابـروی تو بودم
دلداده ی بی حد ِ سَـر ِ مـوی تو بودم

بیهوده زمان طی شد و یک مرد تو را بُرد
افسوس تو را بُـرد و غزل از سَـرم افـتاد

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بـاد وقـتـی بر تن ِ خشـک نهال افـتاده اسـت
میوه هایش یک به یک هر چند کال افتاده است

از کدامین سمت می آمد که گـیسوهـای تو
اینچنین پخش و پلا بیرون ِ شال افتاده است

بــادهـای موسـمی عـطـر تـو را مـی آورند
چون مسیرت بیشتر سمت شمال افتاده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هر زمـان کج شـده ابـروت دلش می گیرد
هر که دل داده به گیسوت دلش می گیرد

مثل وقتیست که از اوج بیفتد به زمین
لب لبـهای تـو شـاتوت دلش می گیرد

(پنجـره ) بـاز شود بـاد بـه شالت بـزند
بشود پخش و پلا موت، دلش می گیرد


ادامه مطلب


نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 فروردین 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
ما که رفتیم و 
دگر نیست زمینی 
که شود پای بسوی تو گذاشت
پس برو تا به ابد
هیچ زمان باز نیا
که دگر این دل من
ملعبه ای هست نخواهد شد و بود


ادامه مطلب


نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در قـافـیـه و بیت و غـزل حـل کردم
در چای تو را مثل عسل حل کردم
میخواستم عاشق بشوم اما حیف
یکـباره تــو را عَـلـل بـَدل حـل کردم

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تـو خودت را خود به خود انگار از خود ساختی
با همان فرق کجت از مـوی خـود مـُد ساختی

طــرحـی از زیـبـاتـرین انـدام ها را ایـنـچنین
جمع کردی در تنت هر لحظه کالبد ساختی

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 تیر 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
با دوچرخه ام
از مرز
فرار می کنم به یخچال های شمال
حلقه ام را که در بیاورم
فصل سرد آغاز می شود

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بالای چشمهایت را کج می کنی به من
که خواستگارت محمدرضا شده
پیچ پیچ از شانه هایم فاصله بگیر
طاقت ندارم محمدرضا افسردگی اش را -
به شانه هایم پیوند بزند!

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امشب سقف را بچلانیم
که چلچـله هـا بروند
و آبی هم اگر آمد
بپاشیم تو صورت بید ِ باغچه
که از تشنگی مجنون شده

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک وجب مرز کافیست،
زمانش که می رسد ماه سرگیجه می گیرد
خارج از مداری که زمینش را بین وراث تقسیم کرده
هر زن فقط رخت می شورد
و مردها،
به دنبال فقط یک وجب،


ادامه مطلب


نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 آبان 1392 :: توسط: صابر خطیری ::
شاید هنوز  هم حرص می خورم
که تولدم کیک نداشته باشد
پشت تمام بی خیالی ها، رو می کنم فقط به تو
تاکسی ِ دربست می خواهم تا چشمهایت را بفهمم کجا می روند مدام
که من بی خیال نیستم
تنها توی ِ تمام ِ بی کسی هایم فکر می کنم


ادامه مطلب


نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :