كــاش از لاك پشـت ها مـی پرسیدیم
منقارهایشان را به كدامین لك لك ِ آبستن سپرده اند
كه اینگونه زبان بر دهان
ایستاده بر آسمان سكوت كرده اند

فاطمه حسینی [تیده آ]




نوع مطلب : فاطمه حسینی [تیده آ]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بهار؛ جایی از تو شروع شد
هیچ کس هم نفهمید
سال فقـط در لب‌های تو تحویل می‌شود
هنوز زمستان از موهایم می‌گذرد
مثل خش خش یک خط درمیان رفتگر
که سال‌هاست قرار دارد مجابم کند درز پنجره را ببندم
هنوز هم می‌شود باد را برداری و از درز باز
از درز باز
از ...
اصلن بیا رفتگر را از این قسمت حذف کنیم


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آن صبح ها که از خواب بیدار نمی شدی یادت هست؟
یادت نیست
تو روزهاست که مرده ای
یادت نیست را یادم هست
،
پشت ِ شیشه ایستاده بودی/ لبخند می زدی/ نفس حبس کرده بودی/ که
نورسنجی کنم/ که دوراندیشی کنم/ که ثبت ات کنم/ که ثابت شود ثبت با سند
برابر است/ نشد/ نشاط ِ عکس خاطره را سوزاند
یادت هست؟
یادت نیست را یادم هست


ادامه مطلب


نوع مطلب : رهام گیلاسیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گاهی تصویر سیه چرده مردی
از اندام های ِ لغزنده زنی بیرون می زد
که رازهایش را درون حفره های درختی مدفون کرده بود
گاهی سر از چشمانش
گـاهی سـر از گـونه هایش
و گاهی به کج خُلق ترین شکل
از حنجره اش بیرون می ریخت


ادامه مطلب


نوع مطلب : فاطمه حسینی [تیده آ]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خوابم خواهد برد
در جمجمه های جنگ جهانی دوم
یا چمن های پشت دیوار برلین
وقتی که قرار است تعبیر بشوند
هزارهای بعدی
در جغرافیای اتاقی دوازده متری
وقتی که راین 
از نرده های تخت کنار پنجره سر ریز می‌شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


من از بالاتنه ی بابونه
شکل خودم را گرفته بودم 
و تو 
به اسم ِ تمام ِ کوچه ها 
یک گردباد اضافه کرده بودی
که می توانستیم 
آن قدر یکدیگر را بو بکشیم 
تا سرهایمان 
از صورت هایمان رد شوند و در استخوان هایمان روی هم بخوابند

آسا قربانی




نوع مطلب : آسا قربانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دنیا ساحل نداشت
هر جا که لنگر انداختیم
همان جا
غرق شدیم

علی جهانگیری




نوع مطلب : علی جهانگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 آبان 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
آن روز گم بشود
تو باشی و کوچه ای که منتهاش نرسد
و ناگهان،
مسافری که چانه ای بالا زده،
آلزایمر را هم آبستن شده،
انگشت به خط استوا بکشد!

... دربست؟
ببخشید کجا؟
و تا هنوز دنبال نشانی اش
سوار اتل ات می کنی - بی هیچ نشان و بی هیچ...
وای به روزی که - خدا هم گم بشود

صابر خطیری




نوع مطلب : صابر خطیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اگر آن شب که قرص ها را روی پل به آب بخشیدم می‌دانستم از آمدنت خبری نیست؛
تمام رودخانه را یک جا سر می‌کشیدم تا خشک‌سالی به شهر بزند.
آن‌قدر دلتنگت شدم 
که به قلب مادرم حمله شد
کج شد لب تخت
لب باران
لب فنجان
لب‌های آینه در من


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 آبان 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
بی خواب 
سنگ ام روی آتش 
که از مقدار بدن، مایعی تحلیل رفته و 
جانم سرخ است 
من تکه تکه پراکنده می شوم 
و هر جایم 
جایی از جهان می بیند 

حسن خواجه[پیچک]




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ما برای زندگی کردن فرض‌هایی داریم
مثلا فرض می‌کنیم درد کشیدن مهیب‌تر از زندگی کردن نیست
یا درخت‌ها در اواسط ِ پاییز پایین‌تر از سطح ِ آرامش حرکت می‌کنند
وجوهی برای دلهره داشتن فرض می‌کنیم
که می‌تواند از اتاق ِ تاریک تا پله‌های برقی را در بر بگیرد
از آینده
و آینده‌ای دور تر می‌ترسیم


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


انگار که دوش ِ آب را باز کرده باشی و جای ِ قطره های شفاف و بی رنگ ِ آب ، ستاره های ریز ِ طلایی یک راه ِ مخفی از شب ِ آسمان به سمت ِ تو پیدا کرده باشند و بریزند روی گیس ها و تن ات، گیر کند لابه لای تارهای صوتی ات و دهان ات همان طور وا بماند در گفتن سکوت که حالا بزرگ شده ام، خیلی بزرگ تر شده ام از روزی که روبروی دوربین در این عکس روی زانوهای مادرم نشسته و در حال ِمکیدن ِ شصتم بوده ام، حالا می بایست بروم درون ِ یکی از همین مغازه های لوستر فروشی و مثل کلاغ زاغی ها که به هر چیز پر زرق و برقی خیره می مانند، بگردم و آن راه ِ مخفی را دوباره پیدا کنم و بشوم آن پروانه ی کچل ِ کوچک ِ مادرم با پیراهن گلدار و آستین هایی پفی.

آسا قربانی




نوع مطلب : آسا قربانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 آبان 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
خط شلوغ بود
آن‌طرف ِ دریاچه خشک شده
روی همه صندلی ها
وقتی تصور چرخ دنده ها
انقلاب های کارگری دنیاست
خط شلوغ بود
پسری ایستاده
در پایه های دیوار


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :