تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - مطالب تیر 1393
 
یکشنبه 29 تیر 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
با دوچرخه ام
از مرز
فرار می کنم به یخچال های شمال
حلقه ام را که در بیاورم
فصل سرد آغاز می شود

سعید حامد




نوع مطلب : سعید حامد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چه می توانم بکنم با شاعری ام ؟
از گل لبی بافتم ،
- تا هر گیاه تنها را بوسیده باشم 
با اینکه این زمستان تمامی ندارد 
دهانم پر از آشیانه است
دست هایت را باز کن
و از من
یک پرستو بخواه

علی جهانگیری




نوع مطلب : علی جهانگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گونه هایت رنگ بدهند
جغدها می كشنم به غروب 
به خونی كه روی برگها ریخته 
خودم را كوبیدم به سقف
آسمان كبود شد
چند سطر بالاتر


ادامه مطلب


نوع مطلب : الناز ملکیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی من مُردم
استخوانِ قلبم را در میدانی از شهر بکارید
و نامِ آن میدان را بگذارید
دلتنگی

حبیب موسوی بی بالانی




نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چه سخت می شد
تصور درد گل های کاغذی
وقتی باغبان
شاخه ها را هرس می کرد

فاطمه حسینی [تیده آ]




نوع مطلب : فاطمه حسینی [تیده آ]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


همیشه چیزی هست 
که مثل خوره مرا می جود
همیشه راهی وجود دارد ، برای نرفتن 
شعر می خوانم 
تاریکی را سنگ می زنم 
و تمام راه های نرفته را 
دشنام می دهم 
زنی نشسته با سایه هایش 
بافتنی اش را می بافد 
آدامسش را می جود

علی جهانگیری




نوع مطلب : علی جهانگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نجات دهنده در گور خفته نیست
نجات دهنده در موسیقی از دو سوراخ مستقیم گوش به مغز و به سیاه چاله ی روح وارد می شود و تکه هایت را سوار بر نُت ها کرده و تو را دوباره می چیند 
بعد باید برقصی
باید برای تن ات از پیچ و تاب مارها الهام بگیری
یا کاری شبیه پرنده انجام بدهی
هی بال بزنی
هی تاب بخوری


پ ن : موسیقی هند خیلی تاثیر گذاره ، اون ساز ها و صدای خواننده ای که باعث می شه چشم هات رو ببندی و لبخند بزنی.

آسا قربانی




نوع مطلب : آسا قربانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


انگشتم را
لای ستاره ها که می کشیدم 
هر بار شکلی شبیه بود 
اشک 
گونه 
لب 
مو تو بزن کنار - ببینمت 
این شکلی
هم می شود شکست 
هم تا صبح ستاره کشید 


حسن خواجه [پیچک]
1393/4/10





نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نشسته بودم در شکستنِ چند شاخه از جنگل
کنارِ چای و 
کنارِ طعمی که تنهایی می‌دهد
خیره می‌شدم به حرکتِ بخارها 
فکر می‌کردم
وقتی باران بگیرد


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گاهی داخلِ صبح می شوم 
پنجره هایش را دستمال می کشم 
می نشینم در صبح 
مسجدم ، اعترافم ، سجاده ام

علی جهانگیری




نوع مطلب : علی جهانگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مبتلا به مرد شدن می دانی یعنی چه؟
یعنی صبح ها به صداش چشمهات برپا می دهند
و سربازی که رژه می رود 
سیم خارداری ست که با تو به بُن بست رسیده
مبتلا به مرد، تمام تو در سر بالایی موهای گیس بافت زنی گیر کرده
سراشیبی نگات سقوط زمین 


ادامه مطلب


نوع مطلب : فاطمه حسینی [تیده آ]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ابر در آسمان در گذر ری به ری 
ماهی وجودش نیاز به آب دارد در ابر قطور 
شمال صحرا تنگ در آب چمن که تو می زنی به رَگــَـت 
سکوت بسته ی جدید بود که تازه رسید
برای تو باز می کنم تنهایی 
تا دست بگیری زیر چشم 
من آرام می خوابم 


حسن خواجه [پیچک]
1393/4/6




نوع مطلب : حسن خواجه [پیچک]، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شرحِ شناسنامه‌ی هر مرد
این احتمال را دارد 
که در برابرِ تاریخِ ثبت کردنِ اندوه به‌ایستد 
وقتی که خسته شده از تماشای کرانه‌های شکستن
و باد، خنکی‌ی ابرها را؛ دیگر نمی‌آورد پایین 
این احتمال هست که هر مرد


ادامه مطلب


نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :