تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - از چه رو بیهوده می کوشی بیایی نیستم - بنیامین دیلم کتولی
 
از چه رو بیهوده می کوشی بیایی نیستم
دلبـری دارم بــه فکـر دلـربـایـی نیستم

کوهی از دردم که از دردش کسی آگاه نیست
گـوش کن من جز صدای ِ تو صدایی نیستم

ای که گیسو می گشایی تا دلی صاحب شوی
مـن بـه دنـبال چنیـن کشورگـشایی نیستم

امپراتوری (ی) در حال سقوطی کوچکم
جـز صدای گریـه ی فـرمانروایی نیستم

گرچه از این عشق، این مشروطه خواهی خسته ام
بــا تـفـنــگـی کـهـنـه فـکـر کـودتــایی نیستم

در قفس می خوانم و آواز من مرگ ِ من است
آه... بــازرگــان مــن، فـکـر رهـایـی نیستم 

بنیامین دیلم کتولی




نوع مطلب : بنیامین دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :