شمع امشب لاله را با من تلاوت می کند
شام ِ بی روح مـرا پُـر از حلاوت می کند

تا سحر می سوزد و صبح از نسیم خوش خبر
آرزوهــای مـرا بــی مــن قـضـاوت می کند

قطره ای شبنم به روی لاله رقصان می شود
لاله ای پـژمـرده را خیس ِ طـراوت می کند

نرم نرمک آفتاب ِ دشت رخشان می شود
با رخ ِ زیبای لاله بـس شـقاوت می کـند

گفتمش آرامتر رخسار لاله سوخت گفت:
ابر هم لَختی دگر با من عداوت می کند

در میان سینه ام دل سوخـت اما کس ندید
سوخته دل کار صد هوش و ذکاوت می کند

گلی دیلم کتولی




نوع مطلب : گلی دیلم کتولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :