سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
انگار 
ساعت مچی ام 
هرگز عقربه نداشته 
و خـــورشـید 
مثل آهنگری بی رحم 
ضربان قلبم را باور نمی کند 
تکرار می کند 
زمان ایستاده است 
و من ناباورانه 
به تقویم چشم می دوزم 
آیا این منم 
دختری کـه رویایـش را با خود به شعر ها می برد 
آیا این صدای پای من است
یا کبوتری که از ترس بریدن بالهایش 
پرواز را از یاد می برد 

آذردخت ضیائی




نوع مطلب : آذردخت ضیائی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :