تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - دستم را بگیر - آذردخت ضیائی
 
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
دستم را بگیر
گلیم اتاق های دربسته
کوتاهتر از پای من است
و این شکسته ها
پروازهای نافرجامیست
افتاده از... دستم
را
بگیر
پابه پای راه ها
فرار کرده ام
تا سمتی دور
تا برجها ...
بلد شده ام بایستم
خاک را بالاتر از سرم
ببینم و ... باز روی زمین باشم
می دانم
بلند ... جایی است که دستم به آن نمی رسد
حتی بدون نردبان
جرم پاهای من دراز بودن است


آذردخت ضیائی




نوع مطلب : آذردخت ضیائی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :