زخم ارسالی ماهی
 تو شبای تن نوشتن
 توی سالایی كه مونده
 تو بوی كاغذ ِ كاهی
 خنده‌هات برگی یه شاهی
 داری بسته‌بندی می‌شی
 برسی به دست ِ بعدت
 وخت ِ كشتنت گذشت و
 تو رو كاشتن سر ِ وعده‌ت
 حین ِ اشكات قاه و قاهی
 همه زندگیت یه عكسه
 كه بر عكس تو می‌خنده
 حالا تو پاییز كاتت
 افتاده برگ ِ برنده
 می‌گن اینجور می‌شه گاهی
 بنویسی با مداد و
 پاك كنی دوباره یاد و
 آخرش محض ِ تفنن
 سرتو بدی به باد و
 صداتم كه در نیاد و
 خم شی رو خودت ببینی
 كه تهش یه تیكّه مغزی
 توی این كاغذ ِ كادو

نیما صفار سفلایی و سیدعلی اصغرزاده




نوع مطلب : نیما صفار سفلایی، سیدعلی اصغرزاده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :