تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - اگر بیائی نیامدن گم می شود - حبیب اله قلیش لی
 
اگر بیائی
نیامدن گم می شود
این توئی ی تو، همان آمدن من است
چقدر از ساحل
تا سایه های این حباب فاصله داری
صدای قدم های ستاره
در تپش ابر می بارد
اینجا همان ایستائی ی دوران باران
و بارش غبار سرگردان است
نادیده و ناپایدار
می گذریم از پیدا و پنهان
فردا همین نگاه و لبخند پاییز
لحظه های پیام شب است
روز آنسوی خورشید
شبی که با نیامدن هم آواز می شود
کجا در گردش می نشیند
تکرار دیدار ماه و دستان گشاده ی ابر
وقـتی امـروز همیشه می شود
در ایوان آسوده ی نگاه تو

حبیب اله قلیش لی
1393/6/10




نوع مطلب : حبیب اله قلیش لی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :