جمعه 28 شهریور 1393 :: توسط: صابر خطیری ::
خط شلوغ بود
آن‌طرف ِ دریاچه خشک شده
روی همه صندلی ها
وقتی تصور چرخ دنده ها
انقلاب های کارگری دنیاست
خط شلوغ بود
پسری ایستاده
در پایه‌های دیوار
بطری های دو نفره
آن‌طرف دریاچه
خط شلوغ بود
این‌بار از پنجره باد می‌آید
در سوت انقلاب ها
وقتی قرار نیست تیتری برای دریاچه در کار باشد
در میز غذا خوری
ماهی تصور دندان هاست

محمد گنابادی




نوع مطلب : محمد گنابادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :