تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - از اول می گفتی که می خواستی - سیدعلی اصغرزاده
 
از اول می گفتی که می خواستی
منو جا بذاری و تنها بری
ازم قلبمو هی بگیری و
بذارم بـه جام تـوی دریا بری
بری ماهیا رو واسه آسمون
کبوتر کنی تو نگاه ترم
که آوار شی تو نگاهم ولی
نگاتو بریزی فقد رو سرم
چشامو به راه تو که دوختم
یه رنگین کمون توی قلبم نشست
که هر کی منو دید پشت نگاش
یه دریا رو با من توی غم نشست
چه نقشی رو با من یکی می کنی
که هر چی رو گفتم بگی می کنی
تو جای همین بازی مردنی
چقد مرگمو زندگی می کنی
من از مرگ، از عمق دیوونگی
چقد زندگیمو باهات ساختم
که هر کی رو دیدم تو دنیا فقد
به غیر از تویی دیگه نشناختم

سیدعلی اصغرزاده




نوع مطلب : سیدعلی اصغرزاده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :