تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - نشسته بودم کنار گلسنگ های سرخ - حبیب موسوی بی بالانی
 
نشسته بودم کنار گلسنگ های سرخ 
سیبی که مادرم داده بود را 
با ماهی های خسته از کامکاری قسمت می کردم 
آنها به هم می گفتند : 
« بیایید از « حبیب » چیزی جز سیب بخواهیم 
تا دست های خالی اش را نشانمان دهد » 
آنها نمی دانستند 
من جز سیب 
یک جور رمز ِ کهنه برای بوسیدن کف دست هایم قایم کرده ام 
تا هر وقت ماهی خواستند از فقرم سوء استفاده کنند 
آن بوسه را به طرفشان فووووووت کنم 
و از آب 
ترسشان را بریزم

حبیب موسوی بی بالانی




نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 12:31 ق.ظ
Thanks for finally talking about >اشعار و
نوشته های ناب <Loved it!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:49 ب.ظ
I am really glad to read this website posts which consists of plenty of
helpful data, thanks for providing these kinds of statistics.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:05 ق.ظ
Appreciate the recommendation. Let me try it out.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :