تو می خندی و این سیبا
دارن باز عکس می چینن

تموم  گندما  میخوان
سر حوّات آدم شن

هنوز آدم نشد شعرم
چرا افتادنو ساختی

چرا حوّام  بارونه
چرا رو دل  گل انداختی

تو رو من وختی می شناسم
که بشناسم خود من رو

شناختن نام رمزی یه
که می شناسه شناختن رو

می بوسم کنارتو                تا بشکنن فاصله ها
داره میشکنه همش            عمرهمین حوصله ها


سیدعلی اصغرزاده




نوع مطلب : سیدعلی اصغرزاده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 شهریور 1396 11:09 ب.ظ
Terrific article! This is the kind of information that
are meant to be shared across the web. Shame on Google for now
not positioning this post upper! Come on over and visit my web site .
Thanks =)
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:19 ق.ظ
Thanks for your marvelous posting! I truly enjoyed reading it, you will
be a great author.I will ensure that I bookmark your blog and will often come back down the road.
I want to encourage you to definitely continue your great posts, have a nice
morning!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :